تبلیغات
ღ لبخند زندگی ღ

ღ لبخند زندگی ღ

نویسنده : احسان
تاریخ : سه شنبه 29 اسفند 1396 03:47 ب.ظ
چند ساعت دیگه سال تحویل میشه و متناسب با این اتفاق آدم ب جملات و اظهار نظرهای مختلفی برخورد میکنه
یه جایی خوندم ک میگفت : یک سال زور زدیم با این و اون دعوا کردیم نفرت ورزیدیم و کینه به دل گرفتیم، حالا در آستانه سال نو بیاییم نفرت ها و کینه ها رو دور بریزیم ... تو نگاه اول شاید این جمله یه جمله ی تشویق کننده باشه ب خیر و خوبی :) ولی دقت میکنم یه کنایه ای توش هست دقیقا مثل همون جریان شب قدر ک همه یهو از بقیه حلالیت میخوان اینجا هم یه جوری میگه ! ما این همه ملتو اذیت کردیم حالا یه روزه میخواییم همه چیو حل کنیم
واقعا میشه ب نظرم از این نوع اتفاقا بیوفته، شنبه ها، سال نو، شروع سال تحصیلی همشون بهونه هایی واسه تغییرن و اون چیزی که مهمه ادامه دادن این مسیریه که شروع کردیم
اگه حساب اتفاقاتی رو که واسه هموطنانم در طول امسال افتاد، جدا کنیم انصافا امسال سال خوبی بود البته واسه خودم!
یه چیزی خیلی نظرمو جلب کرد اونم بی حوصلگی شدید خودم بود
البته بین خیلی از هم سن و سالای خودمم شاهدش بودم
یکم بررسیش کنیم ببینیم دلیلش چیه؟!
شاید نداشتن یه هدف مشخص ب طوری که ارزشش رو داشته باشه دنبالش بریم سهم زیادی تو این بی حوصلگی داشته باشه
ما تلاش زیادی تو زندگی میکنیم ولی این زحمت های پراکنده راه به جایی نمیبره تا زمانی که تو دایره ی هدفی قرار نگیره
یکی دیگه از عوامل بی حوصلگی ب نظرم انتظار کشیدن های اشتباه و طولانیه ! ینی اینکه از بقیه انتظار داشته باشیم، انتظار اتفاقای خوبی رو داشته باشیم در حالی که هیچ تلاشی نمیکنیم یا گاهی اوقات موفقیت تو رها کردنه و ما هِی تلاش میکنیم و نتیجه نمیگیریم و روز ب روز تو این راه سرخورده تر میشیم و بی حوصله تر
ب نظرتون چه مسایل دیگه ای می تونه موثر باشه؟

موضوع: тεхт،

نویسنده : احسان
تاریخ : دوشنبه 28 اسفند 1396 03:43 ب.ظ
بگذار آنچه از دست رفتنی است، از دست برود ...
و گرنه تو در قلب یک انتظار، خواهی پوسید!
موضوع: тεхт،

نویسنده : احسان
تاریخ : یکشنبه 27 اسفند 1396 10:58 ق.ظ
قطعا تا حالا پیش اومده که با آدمای بیخیال البته از یک جهت یا به قول خودم آدم وِل برخورد کرده باشید
مصداق هاش خیلی میتونه زیاد باشه : از کسی گرفته که جلوی دهنشو نمی تونه بگیره و هر حرفی میزنه تا دختر یا پسری که هر روز با یه نفره و موارد اینطوری
اینو بگم من قضاوتی در مورد شخصیت کلیشون نمیکنم و فقط این بخش از زندگیشون رو مورد بررسی قرار میدم.
دیشب به دوستم میگفتم دیدن رفتار این نوع آدما اعتماد به نفس زیادی بهم میده و اونم همش میخندید :|
شاید موقعی ک با یه آدم سطح بالا برخورد میکنیم یه مقداری استرس بگیریم که چطور می تونم از پس این اتفاق بر بیام یا انجام یه کنفرانس و ...
اما من با دیدن این مدل آدما ب خودم میگم تو حرص چیو تو زندگی میخوری؟! ببین چقدر زندگی می تونه راحت باشه ! ینی زندگی تا این حد می تونه راحت باشه ؟! و ...
خیلی ذهنم نسبت ب این سوالا درگیر میشه ! اینکه یه عده آدم همه چیو ب بیخیالی زدن و دارن راحت زندگی میکنن 
من چرا تو زمینه ی مثبتش از این ویژگی استفاده نکنم ؟! :)))
موضوع: тεхт،

نویسنده : احسان
تاریخ : شنبه 19 اسفند 1396 06:23 ب.ظ
بعضی وقتا اهمیت دادن بیش از حد به یک موضوع و اینکه همش فکر کنیم چطور می تونم این کار رو بهترین شکل ممکن انجام بدم؟! باعث میشه فشار روحی و روانی خودمون زیاد بشه و موقعی که میخواییم انجامش بدیم استرس های زیادی بهمون وارد میشه!
وقتی ما هِی ابعاد مختلف یه موضوع پیش خودمون بررسی کنیم بی شک نظرمون به نقاط منفی کار هم جلب و این باعث میشه اونقدر اون کار ب دید ما سخت و پر اهمیت بشه که استرس بگیریم
شاید بعضی جاها راهکارِ بهتر برای موفقیت در بیخیال بودن باشه
موافقید؟!
موضوع: тεхт،

نویسنده : احسان
تاریخ : پنجشنبه 17 اسفند 1396 07:07 ب.ظ
تو زندگی همه ی ما اتفاقای خوب و بد زیاد میوفته ... گاهی اوقات فقط یه اتفاقه اما گاهی می تونه آماده شدن و تلاش واسه رسیدن ب هدفی باشه
اون چیزی که در وهله ی اول خیلی مهمه دیدی هست که ما نسبت ب قضایا داریم
ما می تونیم دو فضای مختلف رو ترسیم کنیم :
اینکه داریم واسه رسیدن ب هدفی تلاش میکنیم همش ذهنمون پر از افکار منفی و آشفته باشه
اما ب نظرتون چه نتایجی می تونه داشته باشه؟!
شما هم ب این قانون اعتقاد دارین ک
event + reaction = result ؟؟
نتیجه ی اول اینه که از کاری ک داریم انجام میدیم لذت نمی بریم
اوضاع خوب نمیشه به مراتب بدتر میشه
به دلیل اینکه به کارمون اعتقاد و اطمینان نداریم این نوع افکار ب شدت رو نتیجه تاثیر میزاره و خود نتایج منفی هم باعث میشه فکرمون منفی تر از قبل بشه و در کل این چرخه ی ویرانگر ادامه پیدا میکنه
به نظرم با فکر مثبت زندگی کردن کار سختیه و نیاز ب انرژی زیاد داره و در اصل باید به این نوع زندگی عادت کرد ولی قطعا نتایجش نسبت به افکار منفی خیلی متفاوت تر خواهد بود!
از زندگیتون لذت ببرید :)))
موضوع: тεхт،

نویسنده : احسان
تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1396 11:54 ق.ظ
تا وقتی که به این فکر چسبیده اید،
که دلیل خوب زندگی نکردنتان
بیرون از وجودتان است،
هیچ تغییر مثبتی به وجود نمی آید!

با غرُ زدن مداوم
تنها چیزی که بدست میاری
از دست دادن عمرته!

غر
غر
بهانه تراشی
غر
نفرین کردن
غر
فحش دادن
نقش قربانی رو بازی کردن
غر
دلسوزی به حال خود
غر
خسته نباشید، مهلت شما تمومه،
وقتشه که بمیرید.
masllan@
موضوع: тεхт،

نویسنده : احسان
تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1396 08:37 ب.ظ
self care is not selfish

اهمیت دادن به خودت خودخواهی نیست!!
موضوع: тεхт،

نویسنده : احسان
تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1396 08:15 ب.ظ
آیا واقعا شخصیت مجازی و واقعی افراد یکیه یا می تونه متفاوت باشه؟! نظرتون شما چیه؟!
بعضیا اعتقاد دارن که هر دوش می تونه یکی باشه، یا اینکه حداقل شباهت زیادی با هم داشته باشن!
اما من با این عقیده مخالفم
اگه حساب افراد غیر آشنا رو جدا کنیم و افرادی رو که در فضای واقعی با اونها برخورد داریم رو در نظر بگیریم می تونیم ب این تفاوتا پی ببریم
همین نداشتن برخورد چشم تو چشم خودش عاملیست واس راحت دروغ گفتن و زمانی کار سخت تر میشه که نمی تونی حال فعلی طرف مقابل رو تشخیص بدی و نمیدونی یک جمله با چه حالت روحی و روانی نوشته شده!
همیشه افراد سعی میکنن تو فضای مجازی بهترین عکسشونو بزارن،همه چیز رویایی و آیده آله بنابراین از این جهت هم میشه بهش گفت فضای مجازی! پس زیاد حرص دارایی های مردمو نخورید :))
یه عده هم هستن که جملات زیبا و یه زندگی ایده آل رو به تصویر میکشن هر چند شاید زندگیشو به این ترتیب نباشه اما ب نظرم کارشون عالیه چون هم یه حس مثبتی به بقیه منتقل میکنن و هم این موضوع نشون میدن که دارن واسه ساختن این زندگی مطلوب تلاش میکنن :))
بعضیا هستن واقعا تو زندگیشون مشکل دارن هر چند آدمای مجازین ولی سعی کنین بهشون کمک کنین، قطعا اثرشو تو زندگیتون می بینید :)
و یه عده هم سعی میکنن با مظلوم نمایی نظر بقیه رو ب خودشون جلب کنن!
ب نظرتون چه مدل افراد دیگه ای می تونه توی فضای مجازی وجود داشته باشه؟!
موضوع: тεхт،

نویسنده : احسان
تاریخ : جمعه 27 بهمن 1396 07:18 ب.ظ
عرض سلام و درود خدمت بازدیدکنندگان محترم از شرق دنیا تا جنوب غربی جنگل های آمازون (الکی مثلا الان 1000 نفر این متنو میخونن)
حالا 1000 نفر که نه ولی فک کنم حدود 10 نفر میخونن و پیگیر مطالب هستن ( در این حال نگاهی به آمار بازدید انداخته و دیده میشود در یک ماه گذشته نیم نفر از وبلاگ بازدید داشته اند و اشک های خود را پاک میکند)
باز هم سپاس از همون نیم نفر که باعث ادامه ی حیات این وبلاگ شدی
ولی از اونجایی که همان نیم نفر نمی تواند وجود خارجی داشته باشد،با سرخوردگی تمام، متن را ادامه میدهم
چهار سال پیش با شروع دانشگاه این وبلاگو ساختم ولی هیچ وقت فک نمیکردم تا این حد بدون مطلب رهاش کنم و برم اما به قول دروس عربی پس شد آنچه شد و رفتیم تو نیم سال آخرمون و دیگه داره تموم میشه ! کم کم دارم میرسم به مرحله ی مدرکتو بزار در کوزه آبشو بخور ( در این حد آدم امیدواریم من )
حداقل می تونم بگم این دوره خوب گذشت با یادگیری چندین نرم افزار و دوره ی بدنسازی و ... در کل راضی بودم و همین واسم کفایت میکنه
از خودم گفتم ... یه کمم شما از خودتون تعریف کنید، ببنیم دوستانی که از اول با اون وبلاگ کنکوری همراه بودن در چه حالن(البته اگه کسی هست)
راستی نظر خصوصی رو نمیشه جواب داد ولی در جواب یه کامنت باید بگم تلگرام نیز دارم
موضوع: ƒυη،

نویسنده : احسان
تاریخ : پنجشنبه 13 مهر 1396 09:51 ب.ظ
سلام و درود

من تقریبا دو روز یکبار وبلاگ میام ولی متاسفانه هیچکی نیست:/


نویسنده : احسان
تاریخ : یکشنبه 6 فروردین 1396 06:55 ق.ظ
روز اول سال نود و شیش، تصوری که نسبت به وضعیت امسالم داشتم با چیزی که الان هستم خیلی متفاوت بود!
بی دغدغه بودن ناشی از تعطیلات یه طرف، جلو بردن ساعت ها هم از طرف دیگه بی نظمی بدی رو به وجود اورده
به طوریکه دیروز ساعت 10/15 صبح خوابیدم و 4 عصر بیدار شدم !! ( البته با احتساب اینکه شبش هم نخوابیده بودم )
از اونجایی که تو زندگی همه ی مسایل به هم وابسته هست،با وضع موجود
واقعا خودم هم موندم
چون عادت کردم شبا از این اینترنت استفاده کنم خوابم نمیبره یا اینکه چون خوابم نمیبره از نت استفاده میکنم؟!
دغدغه ی فکری باعث بی خوابی میشه یا برعکس؟!
شاید جواب این سوالا اوضاع رو بهتر کنه ولی امیدوارم رسیدن جوابشون یه چالش ذهنی دیگه رو واسم به وجود نیاره
موضوع: тεхт،

نویسنده : احسان
تاریخ : یکشنبه 22 اسفند 1395 10:23 ق.ظ
تا چه حد به این دو جمله اعتقاد دارین ؟
1. مهم نیست حرفای مردم
2.هیچ چیز ارزش غم و غصه خوردن نداره
اگه اعتقاد دارین واقعا تو زندگیتون هم این دیدگاه پیاده شده؟
اگه نشده چرا ؟
موضوع: тεхт،

نویسنده : احسان
تاریخ : پنجشنبه 19 اسفند 1395 04:40 ب.ظ
باز هم روزای آخر سال رسید و دوباره ما به فکر پیچوندن کلاسها افتادیم ! بخوام روشنفکرانه در مورد قضیه صحبت کردم جریان اینه که دانشجو این نشد که یه هفته از اونور سال نمیاد دو هفته قبل عید تعطیل میکنه و از یه طرف میگه سیزده بدر روز یکشنبه اس و از شنبه ی بعدش میام خخخ ولی تا بوده همین بوده و خواهد بود !
این استادا هم سر ما فیلم در میارن که تا هفته ی آخر باید بیایید ... ولی حناشون دیگه رنگی نداره و همه میدونن خودشون مشتاق ترن که کلاسا لغو بشه
خودم به شخصه میگم هر چی کلاس کمتر باشه بهتره و به هیچ استادی اعتقاد ندارم بالاخره کتابو میگیری میخونی چه کاریه آخه اینقدر آدم خودشو تو زحمت بندازه
نهایتا تصمیم بر این شد که با اساتید محترم و محترمه رایزنی کنیم ! گفتم که میخوام برم خونه تکونی داریم گفتش که خودشون انجام میدن
من : آخه از خونه ی دایی و عمو و عمه میان همه مشترکا کار انجام میدن
استاد : دیگه بدتر میخوای بری خودتو تو زحمت بندازی ؟!
من : آخه من به دختر یکیشون علاقه دارم خخخ
استاده یه نگاه زیر چشمی بهم انداخت مردم از خنده و بدین سبب تمامی کلاسای هفته ی آینده مربوط به خودشو رو کنسل کرد !
واقعا حرف زدن بدیهانه چقدر می تونه تاثیر داشته باشه
موضوع: тεхт،

نویسنده : احسان
تاریخ : چهارشنبه 31 شهریور 1395 07:17 ق.ظ
سلام :) تا حالا توجه کردین موادغذایی که در طول روز مصرف می کنیم به شدت روی رفتارهای ما تاثیر داره؟
چند وقت پیش با یه متخصص طب سنتی صحبت میکردم,گفت اگه ما یه دستگاه مختصات در نظر بگیریم و چهار طرفش رو چهار مزاج(گرم و خشک,گرم و تر,سرد و ...)بدن باید طوری تنظیم باشه که همیشه با اون تعادل در مبدا قرار بگیره!
یه مشکلی که الان خیلیا باهاش مواجه هستن بحث استرسه! زیاد فکر کردن ! بدبینی ! شک های زندگی زناشویی
استرس هم به نوبه ی خودش باعث جوش و ریزش مو و بیماری های معده میشه ... موارد دیگه هم عواقبش معلومه
دکتره می گفت مزاج کسی که این نوع رفتارها خیلی ازش سر میزنه سرد و خشکه(ینی پاییزی) ینی اگه کسی سرد و خشک باشه با خوردن مواد غذایی از این قیبل تشدید میکنه رفتارهاشو ... فصل پاییز تاثیر رو چند برابر میکنه!
من با وجود اینکه سال ها روی روابط اجتماعیم کار کردم ولی حدودا یکسال پیش به طور یهویی استرس شدیدی بهم وارد میشد! واقعا اینجا دیگه مشکل از مهارت اجتماعی نبود ! با حرف هایی که دکتر طب سنتی گفت اون مواد سودازا(مثل عدسی,بادمجان,چای و ...)رو چندین ماهه نخوردم یا رفتارهای سودازا مثل کار کردن زیاد با گوشی رو کنار گذاشتم و عوضش مواد ضد سوادا مثل عسل خوردم و واقعا تاثیر عجیبی روی بدنم داشت
حتما مزاجتون رو مشخص کنین ... لیست مواد غذایی مضر و مفید واسه هر مزاج تو فضای مجازی هست :)
موضوع: тεхт،

نویسنده : احسان
تاریخ : یکشنبه 6 تیر 1395 11:56 ق.ظ
سلام.هر کی دوست داشت این چالشو انجام بده (موقت)
جنبه : اصن واسم مهم نیست که بقیه چی میکن بنابراین هیچ وقت از رفتارهایی که در قبالم انجام میدن ناراحت نمیشم!
رفیق : رفیق خیلی خیلی زیاد دارم ولی کمتر پیش میاد با کسی صمیمی شم
عشق و عاشقی : مساله ی پیچیده ایه ... نظر مشخصی در موردش ندارم
حرف گوش کن : بستگی داره تا چه حد طرف مقابلم رو قبول داشته باشم یا حرفش چقدر منطقی باشه
لجبازی: کلا لجباز نیستم و از آدمای لجباز به شدت متنفرم
کل کل : یه جاهایی با اینکه میدونم حق با من نیست واسه سرگرمی کل کل میکنم
حاضر جواب : نیستم بیشتر سکوت میکنم
بی خیال : زیاد
ساده : دقیقا برداشتی ندارم از این موضوع باید بقیه نظر بدن
شیطون : شیطنتم هام زیر پوستیه و معمولا کسی متوجه نمیشه
غم و غصه : آدم شادی هستم ولی گاهی اوقاتم بدجور فاز به فاز میشم
تنفر : از هیچکی ندارم
انتقاد : بیشتر انتقاد ها جنبه ی تخریب داره تا سازندگی بنابراین انتقاد نشنوم بهتره
مذهب : اعتقادات خودمو دارم ولی تو این زمینه کار به کسی ندارم
غرور : یه جاهایی به خصوص تو فضای واقعی خیلی مغرور میشم دارم روش کار میکنم که درست شه

موضوع: тεхт،

  • تعداد کل صفحات : 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4