تبلیغات
ღ لبخند زندگی ღ - یک عدد احسان بدبخت
روز جمعه 24 اردیبهشت به شدت درگیر کری خوندنا و تماشای بازی های پایان فصل بودیم!
اصن واسه ی من یکی مهم نبود چه اتفاقی قراره بیوفته! فقط پرسپولیس نباید قهرمان میشد ... همین!
آخرشم نشد! اون سالی که اینا قهرمان شدن و استقلال سیزدهم شد من بچه بودم خخخ 
پرسپولیسا زیاد منو اذیت میکردن! حدودا یک ماه بعد از پایان بازیا رفتم مشهد ... از ته قلبم دعا کردم که این تیم هیچ وقت قهرمان لیگ برتر نشه و هنوز که هنوزه بعد اون سال نشده! اونم با این همه ادعا تو این فصل!
بگذریم
اونقدر از قهرمان نشدن پرسپولیس خوشحال بودیم که تا ساعت 12 شب غذا نخوردیم بالاخره به خودمون اومدیم دیدیم جدی جدی داریم از گرسنگی می میریم واقعا ! رفتم مغازه چند تا تخم مرغ گرفتم تو راه برگشت تو آسانسور یه خانمی گفت شما هنوز شام نخوردین؟!
گفتم : نه
گفت : عزیزم ... شما همونایی نبودین که میگن دانشجویین؟!
.
.
خدا شاهده هیچ وقت تا الان تا این حد احساس بدبخت بودن بهم دست نداده بود
خدا ازت نگذره



طبقه بندی: тεхт، 

تاریخ : دوشنبه 3 خرداد 1395 | 12:59 ب.ظ | نویسنده : احسان | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • یا غریب